کرمان ، کویر یا کوهستان ؟

از مدت ها قبل دوست داشتم کلوت های شهداد را ببینم. عکس های زیبای غروب ها و طلوع های زیادی از لوت مرا محو زیباییش کرده بود و تقریبا تمام دوستانم را دیده بودم که یکی یکی به لوت رفته اند و فقط من مانده بودم. جاده ها و شهرها در عید برای سفر خیلی مناسب نیستند اما عید تنها فرصت مناسب برای سفر طولانی و البته بدون مرخصی زیاد است. قسمت انتهایی تعطیلات هم دو حسن داشت. اکثر مسافران به خانه هایشان برگشته بودند و هم نیاز به مرخصی زیادی نبود. 

برای گشتن کرمان و دیدن بزرگترین استان ایران باید ابتدا به اندازه کافی به جنوب رفت و سپس از شرق به غرب یا بالعکس حرکت کرد.از انجایی که هوا رو به گرمی داشت تصمیم گرفتم ابتدا به شرق و شهداد برویم و سپس به سوی مناطق کوهستانی و خنک تر برانیم. تهران تا شهداد بیش تر از 1000 کیلومتر راه است. پس سفر را شسکستیم و شب در عقدا ماندیم . عقدا تقریبا در میانه های راه است و از آنجایی که ما زود راه افتاده بودیم برای رسیدن به آن عجله ای نداشتیم. به نظر من لذت سفر در دیدن یکی دو بنای باستانی ویا یک کویر خشک و خالی و گرفتن دو سه عکس یادگاری و به رسم این روزها گذاشتن پست اینستاگرامی نیست. لذت سفر در گم شدن در پیچ و تاب فیروزه ایی کاشی کاری های یک مسجد ،حظ بردن از سادگی  و یک دستی دیوارهای یک آب انیار وغرق شدن در زلالی آب قناتی ست که سال ها پیش در اثر نبوغ جمعی یک قوم به وجود آمده. ایرانیان در گذشته دریافته بودند که قنات بهترین راه رساندن آب به مناطق مرکزی و خشک این سرزمین است و رد این بنا را در هر کجای این سرزمین می توان پیدا کرد . اما قنات دوطبقه شاهکاری دیگر است. تنها قنات دوطبقه ایران در اردستان واقع شده و دو جریان آب متفاوت که در نزدیکی هم قرار دارند و دو کاربرد متفاوت دارند. آب بهتر برای نوشیدن و دیگری برای کشاورزی. بگذریم که دیگر هیچ کدام از آنها کاربرد گذشته را ندارند اما دیدن گذر این دو رشته آب از کنار یک دیگر جالب است. در نهایت کمی پایین تر به هم می پیوندند و به روستای پایین دست جار می شوند.